ابراهيم عاملي ( موثق )
328
تفسير عاملي ( فارسي )
بقربانگاه برسد . و اگر كسى بيمار بود يا در سر خود آزارى داشت [ ميتواند سر بتراشد ] و در عوض روزه بدارد يا مالى ببخشد يا قربانى كند و چون آسوده شديد [ كه جلوگير از انجام حجّ نداشتيد ] پس آنكه بخواهد از عمره و حجّ بهرهمند شود [ و حجّ تمتّع بجاى آرد ] آنچه براى او فراهم است قربانى كند [ گاو يا شتر يا گوسفند ] و اگر نداشت سه روز در همان روزهاى حجّ روزه بدارد و هفت روز پس از برگشت از حجّ كه ده روز تمام باشد و البتّه اين گونه حجّ [ كه آن را حجّ تمتع گويند ] وظيفهى كسى است كه خانواده و زندگى او در سرزمين مسجد الحرام نباشد [ و دور از مكّه زندگى كند ] و از خدا بپرهيزيد [ كه نافرمانى اين احكام كنيد ] و بدانيد كه خداوند سخت آزار بود . 197 و اين دستورهاى حجّ بايد در ماههاى معيّن انجام شود [ كه شوّال و ذيقعده و ذيحجّ باشد ] پس كيسكه در اين ماه فريضهيى انجام ميدهد نبايد آميزش با زنان كند و نه زشتى كند و نه جنگ و جدال . و آنچه كار نيك كنيد البتّه خدا آن را بداند . پس اى خردمندان [ براى آن سراى ] توشه برداريد و البتّه بهترين توشه پرهيزگارى است و از نافرمانى من پرهيز كنيد . سخن مفسّرين : * ( أَتِمُّوا الْحَجَّ ) * - الخ - 195 مجمع : از علىّ و زين العابدين عليهما السلام نقل است : يعنى آن را به پا داريد و انجام دهيد و به آخر رسانيد ديگران گفتهاند : يعنى با آداب و شرايط آن را بجاى آرند . ابو الفتوح : كلمهى حجّ با كسر حاء هم قرائت شده است و خلافى نيست در وجوب حجّ امّا در وجوب عمره خلاف كردهاند مذهب ما شيعه و مذهب شافعى آن را واجب ميدانند . كشف نوشته است : حجّ عوام ديگر است و حجّ خواصّ ديگر حجّ عوام قصد كوى دوست است و حجّ خواصّ قصد روى دوست آن رفتن به سراى دوست و اين رفتن براى دوست .